ای جونم دختر گلم خسته بود
دختر نازم سلام... امروز طبق معمول از مهد که اومدی خونه نخوابیدی و کلی تو اتاقت مشغول نقاشی و آبرنگ و بازی بودی.... ساعت 4 هم با بابایی رفتیم امام زاده دیدن اکرم جون و بابا جون و بقیه رفتگان...نو دختر خوشگلم دستای کوچولوتو می ذاشتی رو سنگ قبر ها و فاتحه می خوندی حسابی بزرگ شدی خانوم شدی برا خودت عزیزمی... بعدشم که رفتیم خونه ی مامان جون و تو حسابی با علی کوچولو (پسر عمه زهرا) بازی کردی بعدشم که دیدیم خسته ای ممکنه تو ماشین خوابت ببره بردیمت خونه ی پدر جون و با بابایی رفتیم بازار...وقتی برگشتیم دیدیم دخمل عسلی مامان خوابش برده تو اتاق دایی جونیا... دایی مهدی هم هر کاری کرد بیدار نشدی که نشدی... اینم عکسهای تو که خواب بودی &nb...
نویسنده :
مامان محبوبه
22:09






